تبليغاتX
باران عشق

خاطرات قهوه ای !
روز وصال: چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 لحظه رويدن عشق :8:12

ه.ا.سایه

پلکان - کشته شدن کودک فلسطینی

گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم

کسی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

یا لطیف

سلام...

شعر سکوت...

غم عشقت بیابون پر ورم کردد

خاطرات قهوه ای !

برف باریده و
زمین بیش از حد تر شده
کنار پنجره ــ
قهوه ی تلخ خاطراتم را می بلعیدم که ...
پروانه ی سرما زده ی روحم را دیدم
تکه برفی پایین افتاد
پروانه مرد !

 

شعری به 3 زبان

بارونو دوست دارم هنوز
Barono doost daram hanoz
I still like the rain
چون تو رو یادم میاره
Chon to ro yadam miare
Because it remember you for me
حس میکنم پیش منی
Hes mikonam ke pish mani
I feel you are with me ( or you are near me)
وقتی که بارون میباره
Vaghti ke baron mibare
When it rains
بارونو دوست دارم هنوز
Barono doost daram hanoz
I still like the rain
بدون چتر و سرپناه
Bedone chart o sarpanah
Without any umbrella and protection
وقتی که حرفای دلم جا میگیرند توی یه آه
Vaghti ke harfhaye delam ga migiranad toye ye ah!
when all my heart‘s words summarize in one ah! (sigh)

Refrain
شونه به شونه میرفتیم
Shone be shone miraftim
We were walking shoulder by shoulder
من و تو تو جشن بارون
Man o to to ghashne baron
(Me and you) in the rain ceremony
حالا تو نیستی و خیسه چشمای من و خیابون
hala to nisti va khise chashmhaye man o khiyabon
now you are not (with me or near me) and my eyes and street are wet) 2x

بارونو دوست داشتی یه روز
barono doost dashti ye roz
Someday you liked the rain
تو خلوت پیاده رو
To khalvate piadero
In the not crowd sidewalk
پرسه پاییزی ما
Parse paeeziye ma
Our autumn walk
مرداد داغ دست تو
Mordade daghe daste to
Your hot hands like the mordad*
بارونو دوست داشتی یه روز
Barono doost dashti ye roz
Someday you liked the rain
عزیز هم پرسه ي من
Azize ham parseye man
My dear fellow traveler (companion)
بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن
Bia dobare pa be pam to kocheha gadam bezan
let’s walk again with me step by step in the avenues

 

مسافر باران

می خواهم تو را توصیف کنم اما چگونه؟ کلمات از وصف تو عاجزند . در قطره های لطیف باران و لابلای گلبرگهای گل سرخ و میان بالهای رنگارنگ شاپرک ها در جستجوی تو هستم . سراغت را از پرستو های مهاجر و قاصدکهای خوش خبر میگیرم و هر روز به دنبال رد نگاهت از کوچه های دلتنگی عبور و عطر یادت را دنبال می کنم . می دانم که تو همچون بهار تا ابد ماندگار و جاودانی.....

هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هر گاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی و در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای

 

 

خاموش دیدی .....برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو:یادت بخیر.......

 

 

 

 

نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : محسن مختاري

c7rain@yahoo.com