تبليغاتX
باران عشق

و چنین هست سرنوشت فرشته ی عاشق داستان من ..................
روز وصال: شنبه پنجم آبان 1386 لحظه رويدن عشق :11:3
سلام خوبيد بچه ها به كمك احتياج دارم يه دعوت نامه ميخوام از پرشين گيگ كسي داره ممنون ميشم مي خوام عضو بشم واسم ميل كنيد به اين ميل c7rain@yahoo.com ممنون ميشم

Image hosting by TinyPic

باران۷۲عشق

قطعاتی از نامه ای به قلبم: قلب من، هرگز تو را محکوم و نقد نمیکنم.و نیز هرگز از آنچه می گویی شرمنده نمی شوم.می دانم تو کودک محبوب خداوندی، و او در تابشی شکوهمند و عاشقانه، از تو حفاظت میکند. قلب من، به تو ایمان دارم.طرفدارت هستم، و در نیایش هایم، همواره برایت درخواست برکت میکنم. همواره دعا میکنم یاری و پشتبانی مورد نیازت را دریافت کنی. قلب من، به تو ایمان دارم.ایمان دارم که تو عشق ات را با هر آن کس که نیازمند یا سزاوارش باشد، سهیم می شوی.که راه من راه توست، و همواره با هم به سوی روح القدس می رویم. از تو می خواهم به من اعتماد کنی.بدان که دوستت دارم و می کوشم تمام آزادی مورد نیازت را برای ادامه دادن به تپش شادمانه ات در سینه ام، در اختیارت بگذارم. برای آن که هرگز احساس از حضور من در گرداگردت احساس نا آسودگی نکنی، هر کاری میکنم.

 

FlowersFlowersFlowersFlowersFlowersFlowers

از ماهی کوچکی پرسیدم : تو چند نفر رو دوست داری ؟ گفت : این رودخانه و همه ماهی هایش را !

با تعجب گفتم : تو اینقدر کوچک هستی چطور می توانی این همه چیز را دوست بداری ؟

گفت : کافی است تنت از جنس اب باشد و روحت از جنس اسمان ، انوقت می توانی همه دنیا را در قلبت جا دهی .

.

می خوام داستان یک فرشته ای رو بگم که عاشق یک مرد خوب و مهربون

شد که در زمین زندگی میکرد ........

داستان از جایی شروع شد که او برای یک  ماموریتی به زمین آمد و فرشته

قصه ی ما با دیدن آن مرد  یک دل نه ؛ صد دل عاشقش  شد ....

تا جایی که عشق  را  در حد پرستش دوستش داشت

من حالا میخواهم از زبان قلب آن  فرشته معنای گذشت و فدا کاری را نشان

بدم تا معشوق های این گل سرخ وقتی به صداقت و پاکی عشق ...

عاشقشون با خبر شدن از خود گذشته باشن و به حرمت عشق بین خودشون

از هر چی که دارن گذشت کنن ( افکار ، حرف مردم ، سختی زندگی و .. )

و به طرف عشقشون برون ، چون ممکنه یک ثانیه بعد خیلی دیر شده باشه

خیلی دیر...................

 

 

»ـــــــ>    شاعر و فرشته  

 

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند . فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته . شاعر پر فرشته رالالی دفتر« شعرش » گذاشت و شعرهایش بوی « آسمان » گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهنش مزه « عشق » ...

خدا گفت دیگر تمام شد ، دیگر زندگی برای هر دویتان دشوار می شود زیرا شاعری که بوی اسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد اسمان برایش تنگ.

 

 

و چنین هست سرنوشت فرشته ی عاشق داستان من ..................

 

فرشته تصمیمش رو گرفته بود ، پیش خدا رفت و گفت :

ای خدای مهربون ...........

ای پیوند دهنده ی قلب ها ................

ای که توی قلب های ما عشق رو قرار میدهی

توی زمین یکی هست که عاشقانه و قلبا من رو دوست داره

و من نور عشق و محبت را توی قلبش و چشماش دیدم

ای خدای مهربون به من اجازه بده برم روی زمین

و در کنار اون عاشق و دلباخته ی خودم زندگی کنم

ای خدای مهربون

تنها او هست که به من خوشبختی و لذت زنده بودن رو درطول زندگی هدیه میده

ولی خدا به فرشته گفت :

تو فرشته هستی و او یک انسان

تو توی بهشت هستی و اون روی زمین خاکی

فرشته  گفت :

ای خدای مهربون تو که عشق و مهربونی رو خلق کردی

مگه خودت به من یاد ندادی چگونه دوست داشته باشم ؟

مگه مهر دنیا رو به من نشان ندادی ؟

مگه تو نبودی که طعم لذت عشق رو به چشاندی ؟

می خوای من رو امتحان کنی ؟

آخه ای خدای مهربون راه از این قشنگ تر بلد نبودی ؟

آخه تو که داری من رو می سوزونی !

تنها

ای خدای مهربون شعله ی آتشی رو که توی سینم گذاشتی خیلی داغه !

ای خدای مهربون

دارم از عشق این انسان زمینی میسوزم

یاد او داره من رو از دوری اون آتش میزنه

اما ای کاش می دانستی که اگر خاکسترهم بشم

باز دلم اون انسان خاکی را می خواهد

کسی که شده همه چیزم

کسی که بعد این همه مدت شده همه ی وجودم

کسی که مثل اون برام پیدا نمیشه

کسی که بعد تو می پرستمش

آخه ای خدا یه چیزی بگو .............

فرشته ادامه داد :

ای خدای مهربون باورکن قصه ی فرشته بودنم زیادی غم انگیز شده

ای خدای مهربون

پایان قصه ی من رو عوض می کنی ؟

آخه چرا چیزی نمیگی ؟ .... نکنه با من قهری ؟ .... حق هم داری ....

آخه من یک فرشته ی عاشقم و گناه کارم

تاوان این گناه چیه ؟ ..... بزرگترین مجازاتش چه ؟ ..........

هر چی باشه قبوله ! ......... دیگه مهم نیست ! ............

ببین اعتراف هم می کنم

فرشته  توی آسمان ها فریاد زد و گفت

من عاشقم .....

اره بدون ترس میگم ..... من عاشقم

و با همه ی انرژیم .... و با همه ی وسعت قلبم .....

و با همه ی استعدادم

فریاد میزنم

دوستش دارم .... دوستش دارم .... دوستش دارم ..........

عاشقانه

فرشته به خدا گفت

کاش از خودت می پرسیدی منظور این فرشته چیه ؟

آخ ای کاش نبودم و نمیدیدم ............

نمیدیدم که باغ عشق رو به آدم ها میدی و به راحتی آتیششون میزنی

نمیبینی اون وسط قلبشون چه آتشی میگیره .........

ای خدای مهربون می خوای چی رو نشان بدی ؟

قدرتت رو ؟ ...... عظمتت رو ؟ .........

میدونم ...

میدونم همه چیز در دست توست....

ولی ای کاش بیشتر هوای فرشته ها رو هم داشتی

آخه اونا هم عاشق میشن حتی عاشق یک عشق زمینی

فرشته ادامه داد :

ای خدای مهربون دیگه بسمه .....

دیگه تحمل دوری او را ندارم ..................

دیگه هیچی را قبول ندارم ....

دیگه دلت برام نسوزه  ....

من را ببخش .....

میرم پیش عشقم تا آروم بگیرم ....

اره میرم اما این بار نه به قصد مردن ، بلکه به قصد زندگی

فرشته زندگی می خواد ..... فرشته آه نیست .....

فرشته اشک نیست .....

فرشته زندگیه ، فرشته یعنی عاشق

عاشق غریبه ی راه دورش ....

چشم به راه و منتظرش

منتظر تا به لحظه ی امن با اون بودن

 

فرشته بالاخره  تصمیمش را گرفت

ازجاش بلند شد و رفت بالهاش را به خدا پس داد

و پیراهن عشق پوشید و رفت ؛ تا خاک زمین دامن گیرش بشه

و رفت تا

تمام وجودش رو ........

احساسش رو .............

هستیش رو ...............

نثار کسی بکنه که با تمام وجود دوستش داره

.............................

..................

......

..

 

 

امیدوارم همه ی معشوقه های این گل سرخ با خواندن این متن نظرشون تغییر کنه و در حالی که

به عشق یارشون ایمان دارن ازهمه چیزخود بگذرند

و به طرف او بروند که خیلی تنهاست .......... !!!

به امید روزی که هیچ عاشقی تنها نباشه

آمین

 

 
§«در برابر آيينه ايستادم ، سر تعظيم فرود آوردم زيرا او بهتر از هركس حقايق را بر
من آشكار مى ساخت. مى خواستم سنگى بردارم وبر صورتش زنم و او را در هم بكوبم تا ديگر قادر نباشد اين دل شكسته را به صورت تصويرى اين چنين پر چين و چروك نشان دهد...ولى افسوس كه دستم حركت نكرد زيرا او حقيقت بود و من فريفته دروغ و مكر، او صافى باطن داشت و من غرق در گناه ، او حاكم بود و من محكوم ابدى!


§گذشته هاى غم آلود مرا به وضوح نشانم ميداد ، خونسردى و بى اعتنايى هاى زمانه
را در پيش ديدگان رنجورم چون موجى گذران مى گذرانيد...آهى از دل پر درد كشيدم تمام تنم مى لرزيد با پشت دستانم اشكهايى كه بر گونه هايم جارى بود پاك كردم...
§چه آرزوها داشتم ولى او چنان آتش بر خرمن اميد و آرزويم زد كه جز توده اى
خاكستر از آن باقى نمانده حال با ناله اى سوزنده ، با آه هاى دلخراش در ظلمتى ابدى در انتظار دردناك او مى سوزم. چشمان خسته ام از مرور خاطره ها خيس ميشود و در آرامش جانكاه مى شكند ، قلب شكسته ام در اين انتظار پوچ فرياد مى زند...»
§                         
«خدايا ،                                                                                    
خدايا ،                                                               
§خدايا                                               
§دگر تاب پريشانى ندارم                
§
                                                         نه از آهن ، نه از سنگم خدايا.»
  

 

 

به یاد آرزوهایی که رفت بر باد
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد ...

 

شاپرک ها کوچ کردند

جاده ها منتظر هیچ مسافری نیستند

رودخانه ها خشک شده اند

و درختان در انتظار هیچ بهاری نیستند

همه چیز در کلامی به نام درد خلاصه می شود

وقتی تو نیستی

 

امروز با تو سخن خواهم گفت امه نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همشیه.....

امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.

چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...

ازنگاه معنادارت می فهمم انچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.

حتی لحن شیزین کلامت هم نیز نوع دیگریست....

کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...

پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...

دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟

می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...

می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد..

می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....

می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........

پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....

دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه تورا می خواهم ....

                                                             و

                                   دوستت دارم

 

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد


love is wide ocean that joins two shores
 

زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
 

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

love is something silent , but it can be louder than onything when it talks
 

عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

love is when you find yourself spending every wish on him
 

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

love is flower that is made to bloom by two gardeners
 

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد

love is like a flower which blossoms whit trust
 

عشق يعني ترس از دست دادن تو

love is afraid of losing you
 

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد

no matter what the question is love is the answer
 

وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست

when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
 

زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند

love is the one thing that still stands when all else has fallen
 

عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد

love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

 عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

 Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic
 

خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق

 خوشا رسوایی و بد نامی عشق

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                 باران  عشق ۷۲                            يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

عشق

 

نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : محسن مختاري

c7rain@yahoo.com