تبليغاتX
باران عشق

....چاقو رگ وسوسه زدن ....
روز وصال: پنجشنبه یکم شهریور 1386 لحظه رويدن عشق :11:21
 

لطفا روی این کاغذا و با خودنویسی که اینجا گذاشتم هر حرفی که دوست داری به من بگی بنویس! تصورات ذهنیت درباره من! هر انتقادی که فکر می کنی به من وارد هست، به عنوان دوست واقعیم حق داری به من بگی...

خلاصه که راحت و آزاد باش و به قول معروف هر چه می خواهد دل تنگت بگو...!  

پیوست: با این که از تعریف خیلی خوشم میاد   ولی انتقاداتت رو هم بگو!  

 

 

رفتن

یا نرفتن

مساله ای که این نیست

افتاده به جانم و دارد دیوانه ام می کند

 

 

 

می خواهم سرم را بگذارم

اما نه روی زمين

روی شانه های تو

 و بميرم...

بميرم و دوستت داشته باشم

بروم ته جهنم و دوستت داشته باشم

بهشت که راهم نمی دهند

بهشت برای آن هايی است که تو دوستشان داری

 

 

  

مجنون همیشه مجنون است

حتا اگرلیلی اش را نداشته باشد

نبیند اش

مجنون که تکلیفش معلوم است

حرجی براونیست...

لیلی هم تنش به تن مجنون خورده ودیوانه شده...

(خورده؟!تنش به تن مجنون...؟!)

 

دغدغه هایم را می نویسم
اما این روز ها یا من بی تفاوت شده ام یا دغدغه هایم کوچک


....چاقو   رگ     وسوسه    زدن  ....

 

چاقو به دستم،رگ تو دستم،کلی فکر...

همه اونایی که اومدن و رفتن، همه اونایی که نیومده رفتن،

همه اونایی که موندن اما کاش میرفتن، همه اونایی که رفتن اما کاش میموندن.

چاقو، رگ، وسوسه ی زدن...

همه کارایی که کردم و نباید می کردم،همه کارایی که نکردم و باید می کردم.

همه کارایی که کردن و نباید می کردن، همه کارایی که نکردن و باید می کردن.

چاقو،رگ،وسوسه ی زدن...گذشته:غمگین، حال: بی معنی، آینده: بی وفا.

چاقو، رگ،وسوسه زدن...چرا که نه؟ همه آدمای داستان زندگی من نقش منفی اند،

 اصلا مگه صادق هدایت همه پرسوناژهاشو نمیکشت؟

شاید از ترس اینکه یه روز ازخودش جلو بزنن، و دست آخرهم خودش رو کشت.

شاید از ترس اینکه شاید از خودش جلو بزنه. من هم همه شخصیتهای داستانم رو کشتم.

حالا نوبت خودمه.


چاقو،رگ،وسوسه ی زدن...اما تو،تو هنوز هستی،میتونم برای تو بمونم.


                                              چاقو،رگ،وسوسه زدن...


                                                                           نمیزنم.....................

 

    

چشم هایم را عادت داده ام

به ندیدنت

اشک اما

این حرف ها سرش نمی شود...

نشانی!

 نشانی از تو ندارم اما نشانی ا م را برای تو مینویسم:

 در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم بگذار!

 خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه های تنهایی شو!

  کلبه ی غریبی ام را پیدا کن؛

کنار بید مجنون خزان زده ودر کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

 در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

 حریر غمش را کنار بزن!مرا می یابی.

 

گوش کن...

نمی شنوی؟!

این صدای باد نیست

صدای باران نیست

صدای جیرجیرک ها نیست

این...

نه!

من که مدت هاست ته کشیده ام

حالا تو فرض کن باد

یا باران

یا جیرجیرک ها

یک نفردارد صدایت می زند...

نمی شنوی؟!

مقدمه

 

یاس علی تو لدت مبارک

 

 


ای همه وجود من،نبود تو نبود من
ای همه وجود من،نبود تو نبود من

ای همه وجود من،نبود تو نبود من
ای همه وجود من،نبود تو نبود من
نبود تو نبود من......


برايت چه بنويسم از مهري که در رودخانه قلبم جاريست يا از طوفان

 سهمگيني که در دلم غوغايي به پا کرده و از اوراقي که سطر به سطر نام

تو و عشق تو را درخود جاي داده "اي مهربانترين" دفترم صد برگ دارد و من

 هر صفحه را با نام توو ياد تو پر کرده ام و سر انجام به

زيباترين نکته هستي رسيده ام

 
سلام:

اَلسَلام عَلیکَ یا حُجَة المَبُعود
درود بر تو ایحجت مبعود !

دعا:
خدایا ! بر ما منت گذار تا او را خشنود کنیم . و مهر و رحمت و دعا وخیراو را به ما ببخش  تا بدین وسیله

 به رحمت و کامیابی گسترده تو دست یابیم .
مفاتیح الجنان ، دعای ندبه
 آیه:
رستاخیز نزدیک شد و ماه دو پاره گردید
تاویل (نزدیک) ظهور امام زمان (عج)است.
(سوره قمر ،آیه ۱)
 

 

 

خداوندا !

دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند؛

آنان شایسته محبتـــــــ اند و یادشان مایه آرامش جانم استــــــــ؛

در میان خلق، آنان معدن خیرند و دارنده پاکترین خصوصیاتـــــــــ؛

پس ای خدای من...

آنان را اکرام کن و بر صفاتـــــــ نیکــــــ آنان بیفزای؛

و سلامتشان بدار...

 

 

گفتند : ستاره را نمی‌توان چيد

 و آنانکه باور کردند 

برای چيدن ستاره

حتی

دستی دراز نکردند.

اما باور کن

که من به سوی زيباترين و دورترين ستاره

دستـــــــ درازکردم

و هرچند دستانم تهی ماند

اما چشمانم لبريز ستاره شد!

ستاره‌های درونتــــــــ را

در شبـــــــ چشمانتــــــــ رها ساز

و باور کن

عشق را هدفی نيستــــــــ

آنچنان که به دستــــــــ آيد

در آغوش جای گيرد

و يا در آيينه چشمانتـــــــ به تصوير نشيند

باور کن که

عشق

خود همه چيز است...

...

هر چه می خواهم غمت را در سینه پنهان کنم

سینه می گوید که من تنگ آمدم

 فریاد کن 


ای همه وجود من،نبود تو نبود من
ای همه وجود من،نبود تو نبود من

ای همه وجود من،نبود تو نبود من
ای همه وجود من،نبود تو نبود من
نبود تو نبود من......

 

یاس علی تو لدت مبارک

 

اي کاش روزي تمام آرزو هايمان پاک پاک بود

اي کاش روزي قدرت عشق از ترس بيشتر بود

اي کاش روزي تمام عاشقان به عشق خود برسند

اي کاش قلبها يشان فقط و فقط براي عشقي پاک ميتپيد

اي کاش روزي دل من هم دلداري داشت جز تنهايي جواني

 اي کاش روزي در اين اي کاش هايمان ديگر اي کاشي نباشد

 


 

دلم به طرز عجیبی هوای تو دارد

که با تو باشد و خود را کنار بگذارد

نشسته گوشه ی ایوان و در دل گلدان

گلی به یاد نگاهت می کارد

تو نیستی و نگاهت که نیست انگاری

همیشه از در و دیوار غصه می بارد

نمی توانم از این صاف تر بگویم که:

دلم به طرز عجیبی هوای  تو دارد

 باران ۷۲ عشق نظر يادت نره ممنون    شاد باش و شادي ببخش

آرزومند آرزوهاي نيكتان باران


 

براي دادن نظر روي لطف كليك كنيد و نظر خود را بنويسيد ممنون 

نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : محسن مختاري

c7rain@yahoo.com